|
دنیای خودمون |
|
و بدون فضول |
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 12:36 توسط محمدحامد |
یه زمانی رفته بودیم جاد چالوس یادش بخیر...
کوهای پورکان واسه خودش چه صفایی داشت
یادش بخیر...

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 18:14 توسط محمدحامد |


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:4 توسط محمدحامد |


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:4 توسط محمدحامد |


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:56 توسط محمدحامد |

من و مجید تو تولد
آره خب یک سالگی جفتمون بود![]()
این عکس ماله تاریخ ۱۸/۶/۱۳۸۷
برای دیدن سایز بزرگ عکس اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:4 توسط محمدحامد |

عینکه بهم میادا
بدک نشدیم نه؟؟
برای دیدن اندازه واقعی رویhttp://i38.tinypic.com/2j511yu.jpgکلیک کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 21:25 توسط محمدحامد |
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
اصلا حواسم به این وبلاگ نبود مثلا خیر سر میخواستم توش خاطره نویسی بکنم اینم عکس منو صدرا دوست عزیزمه که مربوط میشه به نمایشگاه کتاب این سال برای دیدن سایز بزگتر اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:10 توسط محمدحامد |
سلام به همه میخوام امروز یه انسان شریف و زحمت کش رو معرفی کنم
اون کسی نیست به جز مستخدم((
نوکر
))خونمونبه اسمه((کاپتا))

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:50 توسط محمدحامد |

این عکس هم مربوط میشه به عروسیه پسر عمو بابام که دوستام خودم یواشکی
دعوات کردم
کسی هم نفهمید
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط محمدحامد |
| |||||||